تحولات منطقه

ستون‌نویس پایگاه خبری بلومبرگ می‌نویسد: «کشورهایی که معتقد بودند نظم تجاری باز، تحت حمایت هژمونی آمریکا، از آن‌ها در برابر شوک‌ها محافظت می‌کند، در حال تقلا هستند».

بلومبرگ: ترامپ رئیس‌جمهوری بود که آسیا را به پکن واگذار کرد/ عقب‌گرد بزرگ ژئوپلیتیک آمریکا پس از جنگ با ایران
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

ستون‌نویس پایگاه خبری بلومبرگ می‌نویسد: «کشورهایی که معتقد بودند نظم تجاری باز، تحت حمایت هژمونی آمریکا، از آن‌ها در برابر شوک‌ها محافظت می‌کند، در حال تقلا هستند؛ اما کسانی که خطر وابستگی به واردات و زیرساخت‌های چینی را پذیرفتند، انعطاف‌پذیری غیرمنتظره‌ای از خود نشان می‌دهند».
به گزارش خبرآنلاین؛ میهیر شارما، ستون‌نویس پایگاه خبری بلومبرگ و تحلیلگر اقتصاد جهانی در یادداشتی می‌نویسد جنگ ایران ثابت کرد کشورهای آسیایی که به چین اعتماد کرده ‌بودند، از تاب‌آوری بیشتری در برابر شوک ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و بحران جهانی انرژی برخوردار بودند. این تحلیلگر اقتصاد جهانی معتقد است جنگ ایران ممکن است سبب شود ترامپ به عنوان رئیس جمهوری در تاریخ ثبت شود که قاره آسیا را به چین واگذار کرد.

آن منطق قدیمی واژگون شده است

برای دست‌کم یک دهه، کشورهای در حال توسعه در سراسر آسیا و آفریقا نگران وابستگی روزافزون به چین بوده‌اند. آن‌ها نگران تله‌های بدهی، سیاست‌های قهری و هزینه‌های پنهانی بودند که ممکن بود اقتصادشان را به سمت بحران سوق دهد، اما اکنون بحران از راه رسیده و آن منطق قدیمی کاملاً واژگون شده است. پس از ۶هفته از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و حملات متقابل متعاقب آن، کشورهایی که روی زنجیره‌های تأمین چینی شرط‌بندی کرده بودند، وضعیت بهتری نسبت به کسانی دارند که به «صلح آمریکایی» (Pax Americana) اعتماد کرده بودند.
پاکستان را در نظر بگیرید. تا به حال این کشور باید در میانه یک فروپاشی اقتصادی و اجتماعی دیگر می‌بود. پاکستان همواره در برابر شوک‌های قیمت انرژی آسیب‌پذیر بوده است؛ چرا که تقریباً تمام انرژی خود را وارد می‌کند و بخش عمده آن از طریق تنگه هرمز تأمین می‌شود. این کشور ۱۳۰ میلیارد دلار بدهی خارجی و کسری حساب جاری همیشگی دارد، بنابراین کوچک‌ترین تلنگری باید آن را به مارپیچ آشنای همیشگی می‌انداخت؛ درخواست‌های اضطراری از صندوق بین‌المللی پول، خاموشی‌های ۱۸ ساعته و ناآرامی‌های خیابانی.
اما هیچ‌ کدام از این‌ها دیده نمی‌شود. مسلماً نشانه‌هایی از فشار وجود دارد: اسلام‌آباد قیمت سوخت را افزایش داده و قصد دارد روزانه دو تا سه ساعت برق را قطع کند. کمبود مداوم گاز طبیعی مایع (ال‌ان‌جی) نیز کارکرد نیروگاه‌ها را دشوار خواهد کرد، اما در مقایسه با وضعیت چند سال پیش - زمانی که پس از تهاجم روسیه به اوکراین، اقتصاد این کشور دچار فروپاشی تمام‌عیار شد - اکنون انعطاف‌پذیری قابل ‌توجهی از خود نشان می‌دهد.
تفاوت در چیست؟ پنل‌های خورشیدی ساخت چین. پاکستانی‌ها با اشتیاق به سمت انرژی خورشیدی کوچ کرده‌اند و از سال ۲۰۲۴ سالانه حدود ۱۷گیگاوات سیستم‌های فتوولتائیک وارد می‌کنند. یک‌چهارم خانوارها برای مصارف شخصی خود پنل خورشیدی نصب کرده‌اند.
اسلام‌آباد حتی مجبور نشد هزینه زیادی صرف یارانه برای گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر کند. آن‌ها فقط به‌جای مبارزه با «مازاد تولید» چین، روی موج آن سوار شدند و با پایین نگه داشتن تعرفه‌ها، آن را برای شهروندان خود کارآمد کردند. بسیاری از کشورهای دیگر برای محافظت از تولید داخلی یا به حداقل رساندن ریسک سیاسی، گزینه‌ معکوس را انتخاب کردند. کشورهایی که سعی کردند سلول‌های فتوولتائیک ارزان را دور نگه دارند، شاهد نرخ پذیرش بسیار کندتری بوده‌اند و در نتیجه، بسیار بیشتر در معرض هرج‌ومرج خلیج [فارس] قرار گرفته‌اند.
پنل‌های خورشیدی تنها راهی نیستند که کالاهای ارزان چینی در آن به‌جای ایجاد اختلال، به منبع ثبات تبدیل شده‌اند. نپال به‌جز نروژ، بالاترین نسبت خودروهای برقی را نسبت به هر کشور دیگری در جهان دارد. ناوگان عظیم خودروهای برقی ارزان وارداتی به این معناست که نپال بسیار کمتر از همسایگان آسیایی خود نگران قیمت بنزین است. این خودروها با برق پاکی کار می‌کنند که از زیرساخت‌های برقابی (هیدرولیک) تولید می‌شود؛ زیرساخت‌هایی که بخشی از سرمایه‌گذاری آن توسط پکن تأمین شده است.

شرط‌ ‌بندی روی پکن گزینه پرخطری نیست

تصور اینکه سیاست‌گذاران در سراسر کشورهای در حال توسعه به این نمونه‌ها نگاه کنند و به این نتیجه برسند که شرط‌بندی روی پکن در واقع گزینه پرخطری نیست، دشوار نیست. برخی ممکن است پیش از این چنین ریسکی را پذیرفته باشند؛ واردات پنل‌های خورشیدی چینی در دو سال گذشته به‌ویژه در سراسر کشورهای جنوب صحرای آفریقا به شدت افزایش یافته است. اگر تنها گزینه‌های موجود، وابستگی به پکنِ «مرکانتیلیستِ قابل ‌پیش‌بینی» و ایالات متحده‌ «غیر قابل ‌پیش‌بینی، خودمحور و آشوب‌طلب» باشد، انتخاب بدیهی به نظر می‌رسد.ممکن است این تصمیمی اشتباه از آب درآید. تصور اینکه تکیه بر حسن نیت پکن ایمن‌تر است، عاقلانه نیست. تنها در سال گذشته، چین تمایل خود را برای استفاده ابزاری (سلاح‌سازی) از کنترل بر زنجیره‌های تأمین، مانند تولید آهن‌ربا و عناصر نادر خاکی نشان داده است.
اما در حال حاضر، تضاد آشکاری وجود دارد. کشورهایی که معتقد بودند نظم تجاری باز، تحت حمایت هژمونی آمریکا، از آن‌ها در برابر شوک‌ها محافظت می‌کند، در حال تقلا هستند؛ اما کسانی که خطر وابستگی به واردات و زیرساخت‌های چینی را پذیرفتند، انعطاف‌پذیری غیرمنتظره‌ای از خود نشان می‌دهند.
اگر ترامپ بدون تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز از خلیج فارس عقب‌نشینی کند، وضعیت بدتر خواهد شد. آن گاه درسی که جهان می‌آموزد حتی سخت‌تر خواهد بود: آمریکا درباره تأمین انرژی شما تصمیم می‌گیرد، هیچ مسئولیتی در قبال عواقب آن نمی‌پذیرد و سپس صحنه را ترک می‌کند؛ اما چین فناوری‌ای را به شما می‌فروشد که به شما اجازه می‌دهد دیگر نگران اقدام‌های آمریکا نباشید.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha